فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 363
دردم از يار است و درمان نيز هم ، دل فداي او شد و جان نيز هم اين که مي گويند آن خوشتر ز حسن ، يار ما اين دارد و آن نيز هم ياد باد آن کو به قصد خون ما ، عهد را بشکست و پيمان نيز هم دوستان در پرده مي گويم سخن ، گفته خواهد شد به دستان نيز هم چون سر آمد دولت شب هاي وصل ، بگذرد ايام هجران نيز هم هر دو عالم يک فروغ روي اوست ، گفتمت پيدا و پنهان نيز هم اعتمادي نيست بر کار جهان ، بلکه بر گردون گردان نيز هم عاشق از قاضي نترسد مي بيار ، بلکه از يرغوي ديوان نيز هم
محتسب داند که حافظ عاشق است
،
و آصف ملک سليمان نيز هم
تعبیر:
کار خود را به تقدیر واگذار نکن و کاری را که شروع کردی با ایمان و استواری ادامه بده. به دنبال هر شکستی پیروزی است پس قدر لحظات را بدان و بیهوده آن ها را به هدر نده تا نادم و پشیمان نشوی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 422
اي که با سلسله زلف دراز آمده اي ، فرصتت باد که ديوانه نواز آمده اي ساعتي ناز مفرما و بگردان عادت ، چون به پرسيدن ارباب نياز آمده اي پيش بالاي تو ميرم چه به صلح و چه به جنگ ، چون به هر حال برازنده ناز آمده اي آب و آتش به هم آميخته اي از لب لعل ، چشم بد دور که بس شعبده بازآمده اي آفرين بر دل نرم تو که از بهر ثواب ، کشته غمزه خود را به نماز آمده اي زهد من با تو چه سنجد که به يغماي دلم ، مست و آشفته به خلوتگه راز آمده اي
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده ست
،
مگر از مذهب اين طايفه بازآمده اي
تعبیر:
از فرصت پیش آمده نهایت استفاده را داشته باش و چشم بصیرت داشته باش و سره را از ناسره تشخیص بده. همه ی عوامل برای اینکه به مقصود برسی فراهم است. شک و تردید را از خود دور کن و تصمیمی جدی بگیر.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 319
سال ها پيروي مذهب رندان کردم ، تا به فتوي خرد حرص به زندان کردم من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه ، قطع اين مرحله با مرغ سليمان کردم سايه اي بر دل ريشم فکن اي گنج روان ، که من اين خانه به سوداي تو ويران کردم توبه کردم که نبوسم لب ساقي و کنون ، مي گزم لب که چرا گوش به نادان کردم در خلاف آمد عادت بطلب کام که من ، کسب جمعيت از آن زلف پريشان کردم نقش مستوري و مستي نه به دست من و توست ، آن چه سلطان ازل گفت بکن آن کردم دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع ، گر چه درباني ميخانه فراوان کردم اين که پيرانه سرم صحبت يوسف بنواخت ، اجر صبريست که در کلبه احزان کردم صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ ، هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم
گر به ديوان غزل صدرنشينم چه عجب
،
سال ها بندگي صاحب ديوان کردم
تعبیر:
سعی و تلاش تو نتیجه خواهد داد و سرانجام به مقصود خود خواهی رسید. با دوستان مشورت کن و به سخنان دشمنان گوش فرا نده. دوست و دشمن را بشناس. عقل و تدبیر را در همه جا به کار ببند تا نادم و پشیمان نشوی. خدا را فراموش نکن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 303
شممت روح وداد و شمت برق وصال ، بيا که بوي تو را ميرم اي نسيم شمال احاديا بجمال الحبيب قف و انزل ، که نيست صبر جميلم ز اشتياق جمال حکايت شب هجران فروگذاشته به ، به شکر آن که برافکند پرده روز وصال بيا که پرده گلريز هفت خانه چشم ، کشيده ايم به تحرير کارگاه خيال چو يار بر سر صلح است و عذر مي طلبد ، توان گذشت ز جور رقيب در همه حال بجز خيال دهان تو نيست در دل تنگ ، که کس مباد چو من در پي خيال محال
قتيل عشق تو شد حافظ غريب ولي
،
به خاک ما گذري کن که خون مات حلال
تعبیر:
پشیمانی و ندامت می تواند زندگی تو را به سوی شادی ببرد به شرط آنکه نقائص خود را به موقع بشناسی. با دوستان یکرنگ و یکدل باش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 33
خلوت گزيده را به تماشا چه حاجت است ، چون کوي دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتي که تو را هست با خدا ، کآخر دمي بپرس که ما را چه حاجت است اي پادشاه حسن خدا را بسوختيم ، آخر سوال کن که گدا را چه حاجت است ارباب حاجتيم و زبان سوال نيست ، در حضرت کريم تمنا چه حاجت است محتاج قصه نيست گرت قصد خون ماست ، چون رخت از آن توست به يغما چه حاجت است جام جهان نماست ضمير منير دوست ، اظهار احتياج خود آن جا چه حاجت است آن شد که بار منت ملاح بردمي ، گوهر چو دست داد به دريا چه حاجت است اي مدعي برو که مرا با تو کار نيست ، احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است اي عاشق گدا چو لب روح بخش يار ، مي داندت وظيفه تقاضا چه حاجت است
حافظ تو ختم کن که هنر خود عيان شود
،
با مدعي نزاع و محاکا چه حاجت است
تعبیر:
تا زمانی که دست نیاز به سوی متکبران دراز می کنی به مقصود نخواهی رسید. به خود متکی باش و به خداوند توکل کن تا نیاز و خواسته ی تو برآورده شود. نیازمندان را از خود نران و مغرور و بی اعتنا نباش.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 279
خوشا شيراز و وضع بي مثالش ، خداوندا نگه دار از زوالش ز رکن آباد ما صد لوحش الله ، که عمر خضر مي بخشد زلالش ميان جعفرآباد و مصلا ، عبيرآميز مي آيد شمالش به شيراز آي و فيض روح قدسي ، بجوي از مردم صاحب کمالش که نام قند مصري برد آن جا ، که شيرينان ندادند انفعالش صبا زان لولي شنگول سرمست ، چه داري آگهي چون است حالش گر آن شيرين پسر خونم بريزد ، دلا چون شير مادر کن حلالش مکن از خواب بيدارم خدا را ، که دارم خلوتي خوش با خيالش
چرا حافظ چو مي ترسيدي از هجر
،
نکردي شکر ايام وصالش
تعبیر:
روزگار خوشی در پیش خواهی داشت. قدر لحظات آن را بدان و خداوند را سپاسگزار باش. مغرور و خودپسند نباش و دوستان را از خود نرنجان.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 76
جز آستان توام در جهان پناهي نيست ، سر مرا بجز اين در حواله گاهي نيست عدو چو تيغ کشد من سپر بيندازم ، که تيغ ما بجز از ناله اي و آهي نيست چرا ز کوي خرابات روي برتابم ، کز اين به هم به جهان هيچ رسم و راهي نيست زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر ، بگو بسوز که بر من به برگ کاهي نيست غلام نرگس جماش آن سهي سروم ، که از شراب غرورش به کس نگاهي نيست مباش در پي آزار و هر چه خواهي کن ، که در شريعت ما غير از اين گناهي نيست عنان کشيده رو اي پادشاه کشور حسن ، که نيست بر سر راهي که دادخواهي نيست چنين که از همه سو دام راه مي بينم ، به از حمايت زلفش مرا پناهي نيست
خزينه دل حافظ به زلف و خال مده
،
که کارهاي چنين حد هر سياهي نيست
تعبیر:
زندگی منزلگاه صد دام و حادثه است. از دست کسی در رنج و عذابی. فقط به خداوند پناه بیاور. برای دوری از صدمه و بلا، با مردم به خوبی رفتار کن.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 311
عاشق روي جواني خوش نوخاسته ام ، و از خدا دولت اين غم به دعا خواسته ام عاشق و رند و نظربازم و مي گويم فاش ، تا بداني که به چندين هنر آراسته ام شرمم از خرقه آلوده خود مي آيد ، که بر او وصله به صد شعبده پيراسته ام خوش بسوز از غمش اي شمع که اينک من نيز ، هم بدين کار کمربسته و برخاسته ام با چنين حيرتم از دست بشد صرفه کار ، در غم افزوده ام آنچ از دل و جان کاسته ام
همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا
،
بو که در بر کشد آن دلبر نوخاسته ام
تعبیر:
اگر از نیروی اراده و پشتکار خود کمک بگیری، قطعاً موفق خواهی شد. در راه عشق و محبت، صداقت بیشتری داشته باش و شک و دودلی را از خود دور کن. کمرویی و شرم بیش از اندازه، تو را از رسیدن به مقصود دور می کند.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 134
بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل کرد ، باد غيرت به صدش خار پريشان دل کرد طوطي اي را به خيال شکري دل خوش بود ، ناگهش سيل فنا نقش امل باطل کرد قره العين من آن ميوه دل يادش باد ، که چه آسان بشد و کار مرا مشکل کرد ساروان بار من افتاد خدا را مددي ، که اميد کرمم همره اين محمل کرد روي خاکي و نم چشم مرا خوار مدار ، چرخ فيروزه طربخانه از اين کهگل کرد آه و فرياد که از چشم حسود مه چرخ ، در لحد ماه کمان ابروي من منزل کرد
نزدي شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
،
چه کنم بازي ايام مرا غافل کرد
تعبیر:
در انجام کاری که در پیش داری دچار مشکل و نا امیدی شده ای. یأس و حرمان انسان را از ادامه ی راه باز می دارد و بهتر است راه های دیگر را هم امتحان کنی. با صبر و حوصله و ایمان می توانی کوه مشکلات را از پیش پای خود برداری. مشورت با صاحبنظران را فراموش نکن. به تنهایی از عهده ی حل مشکلات بر نمی آیی.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 230
اگر به باده مشکين دلم کشد شايد ، که بوي خير ز زهد ريا نمي آيد جهانيان همه گر منع من کنند از عشق ، من آن کنم که خداوندگار فرمايد طمع ز فيض کرامت مبر که خلق کريم ، گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشايد مقيم حلقه ذکر است دل بدان اميد ، که حلقه اي ز سر زلف يار بگشايد تو را که حسن خداداده هست و حجله بخت ، چه حاجت است که مشاطه ات بيارايد چمن خوش است و هوا دلکش است و مي بي غش ، کنون بجز دل خوش هيچ در نمي بايد جميله ايست عروس جهان ولي هش دار ، که اين مخدره در عقد کس نمي آيد به لابه گفتمش اي ماه رخ چه باشد اگر ، به يک شکر ز تو دلخسته اي بياسايد
به خنده گفت که حافظ خداي را مپسند
،
که بوسه تو رخ ماه را بيالايد
تعبیر:
حرص و طمع را از خود دور کن. بیشتر از آنچه که داری نخواه. با فریب و ریاکاری نمی توانی به هدف برسی. باید ایمانی قوی و اراده ای راسخ داشته باشی. از لحظات زندگی خود لذت ببر.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 141
ديدي اي دل که غم عشق دگربار چه کرد ، چون بشد دلبر و با يار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازي انگيخت ، آه از آن مست که با مردم هشيار چه کرد اشک من رنگ شفق يافت ز بي مهري يار ، طالع بي شفقت بين که در اين کار چه کرد برقي از منزل ليلي بدرخشيد سحر ، وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد ساقيا جام مي ام ده که نگارنده غيب ، نيست معلوم که در پرده اسرار چه کرد آن که پرنقش زد اين دايره مينايي ، کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
،
يار ديرينه ببينيد که با يار چه کرد
تعبیر:
اگر در کاری که در پیش گرفته ای موفق نشدی، نا امید نباش. سرنوشت هر کس را خداوند رقم می زند. هرچه پیش آید خیر است. با اتکای به خداوند تحمل همه ی مصائب و مشکلات آسانتر می شود. خداوند با صابرین است.
فال حافظ روزانه سه شنبه 31 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 103
روز وصل دوستداران ياد باد ، ياد باد آن روزگاران ياد باد کامم از تلخي غم چون زهر گشت ، بانگ نوش شادخواران ياد باد گر چه ياران فارغند از ياد من ، از من ايشان را هزاران ياد باد مبتلا گشتم در اين بند و بلا ، کوشش آن حق گزاران ياد باد گر چه صد رود است در چشمم مدام ، زنده رود باغ کاران ياد باد
راز حافظ بعد از اين ناگفته ماند
،
اي دريغا رازداران ياد باد
تعبیر:
گرفتار غم و حسرتی و حادثه ای تو را تهدید کرده است. نا امید نباش. هر رنج و سختی عاقبت به خوشی و آسایش مبدل خواهد شد. هر فراقی به وصال خواهد انجامید.