فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 434
اي دل مباش يک دم خالي ز عشق و مستي ، وان گه برو که رستي از نيستي و هستي گر جان به تن ببيني مشغول کار او شو ، هر قبله اي که بيني بهتر ز خودپرستي با ضعف و ناتواني همچون نسيم خوش باش ، بيماري اندر اين ره بهتر ز تندرستي در مذهب طريقت خامي نشان کفر است ، آري طريق دولت چالاکي است و چستي تا فضل و عقل بيني بي معرفت نشيني ، يک نکته ات بگويم خود را مبين که رستي در آستان جانان از آسمان مينديش ، کز اوج سربلندي افتي به خاک پستي خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد ، سهل است تلخي مي در جنب ذوق مستي
صوفي پياله پيما حافظ قرابه پرهيز
،
اي کوته آستينان تا کي درازدستي
تعبیر:
به هدف و مقصود خود ایمان داشته باش و دست از سعی و تلاش بر ندار. خودخواه و خودپسند نباش تا بتوانی به نتایج بهتری برسی. به توانایی های خود اعتقاد داشته باش و از بروز مشکلات و ناملایمات نترس.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 148
يارم چو قدح به دست گيرد ، بازار بتان شکست گيرد هر کس که بديد چشم او گفت ، کو محتسبي که مست گيرد در بحر فتاده ام چو ماهي ، تا يار مرا به شست گيرد در پاش فتاده ام به زاري ، آيا بود آن که دست گيرد
خرم دل آن که همچو حافظ
،
جامي ز مي الست گيرد
تعبیر:
امیدوار بودن، شانس موفقیت تو را بیشتر می کند. امید به لطف خداوند و صبر و تحمل و تلاش، رمز موفقیت انسان است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 29
ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است ، خم گو سر خود گير که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بريزيد که بي دوست ، هر شربت عذبم که دهي عين عذاب است افسوس که شد دلبر و در ديده گريان ، تحرير خيال خط او نقش بر آب است بيدار شو اي ديده که ايمن نتوان بود ، زين سيل دمادم که در اين منزل خواب است معشوق عيان مي گذرد بر تو وليکن ، اغيار همي بيند از آن بسته نقاب است گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد ، در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است سبز است در و دشت بيا تا نگذاريم ، دست از سر آبي که جهان جمله سراب است در کنج دماغم مطلب جاي نصيحت ، کاين گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز
،
بس طور عجب لازم ايام شباب است
تعبیر:
به آنچه می خواهی نرسیده ای و غم و اندوهی سراسر زندگیت را فرا گرفته اما روزگار هرگز به یک روش نمی چرخد و پایان هر شب سیاهی سپیدی روز است. شاد باش و غم دنیا را نادیده بگیر.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 488
سحرم هاتف ميخانه به دولتخواهي ، گفت بازآي که ديرينه اين درگاهي همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان ، پرتو جام جهان بين دهدت آگاهي بر در ميکده رندان قلندر باشند ، که ستانند و دهند افسر شاهنشاهي خشت زير سر و بر تارک هفت اختر پاي ، دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهي سر ما و در ميخانه که طرف بامش ، به فلک بر شد و ديوار بدين کوتاهي قطع اين مرحله بي همرهي خضر مکن ، ظلمات است بترس از خطر گمراهي اگرت سلطنت فقر ببخشند اي دل ، کمترين ملک تو از ماه بود تا ماهي تو دم فقر نداني زدن از دست مده ، مسند خواجگي و مجلس تورانشاهي
حافظ خام طمع شرمي از اين قصه بدار
،
عملت چيست که فردوس برين مي خواهي
تعبیر:
با سهل انگاری و دست روی دست گذاشتن نمی توانی به نتیجه ی دلخواه برسی. شتابزده تصمیم نگیر و با افراد با تجربه و آگاه مشورت کن. غرور و تکبر را از خود دور کن. به تنهایی نمی توانی از سد مشکلات بگذری. با سعی و تلاش می توانی به نتیجه ی مطلوب دست یابی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 52
روزگاريست که سوداي بتان دين من است ، غم اين کار نشاط دل غمگين من است ديدن روي تو را ديده جان بين بايد ، وين کجا مرتبه چشم جهان بين من است يار من باش که زيب فلک و زينت دهر ، از مه روي تو و اشک چو پروين من است تا مرا عشق تو تعليم سخن گفتن کرد ، خلق را ورد زبان مدحت و تحسين من است دولت فقر خدايا به من ارزاني دار ، کاين کرامت سبب حشمت و تمکين من است واعظ شحنه شناس اين عظمت گو مفروش ، زان که منزلگه سلطان دل مسکين من است يا رب اين کعبه مقصود تماشاگه کيست ، که مغيلان طريقش گل و نسرين من است
حافظ از حشمت پرويز دگر قصه مخوان
،
که لبش جرعه کش خسرو شيرين من است
تعبیر:
آرزوهای بسیاری در سر داری. تا فرصت داری موقعیت را غنیمت بدان. ثابت قدم باش تا به مقصود برسی. سختی و مشکلاتی در سر راه خود می بینی که با صبر و توکل از سر راه تو برداشته خواهند شد.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 362
ديدار شد ميسر و بوس و کنار هم ، از بخت شکر دارم و از روزگار هم زاهد برو که طالع اگر طالع من است ، جامم به دست باشد و زلف نگار هم ما عيب کس به مستي و رندي نمي کنيم ، لعل بتان خوش است و مي خوشگوار هم اي دل بشارتي دهمت محتسب نماند ، و از مي جهان پر است و بت ميگسار هم خاطر به دست تفرقه دادن نه زيرکيست ، مجموعه اي بخواه و صراحي بيار هم بر خاکيان عشق فشان جرعه لبش ، تا خاک لعل گون شود و مشکبار هم آن شد که چشم بد نگران بودي از کمين ، خصم از ميان برفت و سرشک از کنار هم چون کائنات جمله به بوي تو زنده اند ، اي آفتاب سايه ز ما برمدار هم چون آب روي لاله و گل فيض حسن توست ، اي ابر لطف بر من خاکي ببار هم حافظ اسير زلف تو شد از خدا بترس ، و از انتصاف آصف جم اقتدار هم برهان ملک و دين که ز دست وزارتش ، ايام کان يمين شد و دريا يسار هم بر ياد راي انور او آسمان به صبح ، جان مي کند فدا و کواکب نثار هم گوي زمين ربوده چوگان عدل اوست ، وين برکشيده گنبد نيلي حصار هم عزم سبک عنان تو در جنبش آورد ، اين پايدار مرکز عالي مدار هم تا از نتيجه فلک و طور دور اوست ، تبديل ماه و سال و خزان و بهار هم
خالي مباد کاخ جلالش ز سروران
،
و از ساقيان سروقد گلعذار هم
تعبیر:
به زودی به هدف و آرزوی خود خواهی رسید و روزگار سعادت و نیکبختی فرا می رسد. بدخواهی و حسادت دیگران تأثیری در اراده تو نخواهد داشت. اعتماد به نفس خود را بیشتر کن. عشق و محبت را سرلوحه ی کار خود قرار بده.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 147
نسيم باد صبا دوشم آگهي آورد ، که روز محنت و غم رو به کوتهي آورد به مطربان صبوحي دهيم جامه چاک ، بدين نويد که باد سحرگهي آورد بيا بيا که تو حور بهشت را رضوان ، در اين جهان ز براي دل رهي آورد همي رويم به شيراز با عنايت بخت ، زهي رفيق که بختم به همرهي آورد به جبر خاطر ما کوش کاين کلاه نمد ، بسا شکست که با افسر شهي آورد چه ناله ها که رسيد از دلم به خرمن ماه ، چو ياد عارض آن ماه خرگهي آورد
رساند رايت منصور بر فلک حافظ
،
که التجا به جناب شهنشهي آورد
تعبیر:
رنج و زحمت هایی که در راه رسیدن به آرزویت تحمل کرده ای مثمر ثمر خواهد شد و به آرزویت خواهی رسید. خدا را فراموش نکن تا لطف و عنایت او همیشه شامل حال تو باشد.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 364
ما بي غمان مست دل از دست داده ايم ، همراز عشق و همنفس جام باده ايم بر ما بسي کمان ملامت کشيده اند ، تا کار خود ز ابروي جانان گشاده ايم اي گل تو دوش داغ صبوحي کشيده اي ، ما آن شقايقيم که با داغ زاده ايم پير مغان ز توبه ما گر ملول شد ، گو باده صاف کن که به عذر ايستاده ايم کار از تو مي رود مددي اي دليل راه ، کانصاف مي دهيم و ز راه اوفتاده ايم چون لاله مي مبين و قدح در ميان کار ، اين داغ بين که بر دل خونين نهاده ايم
گفتي که حافظ اين همه رنگ و خيال چيست
،
نقش غلط مبين که همان لوح ساده ايم
تعبیر:
در زندگی رنج بسیارکشیده ای و داغ بسیاردیده ای اما زندگی تو را همگان حسرت می برند . سعیکن خداوند را به دوستی بگیری که گره از کارت خواهد گشود .
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 487
اي بي خبر بکوش که صاحب خبر شوي ، تا راهرو نباشي کي راهبر شوي در مکتب حقايق پيش اديب عشق ، هان اي پسر بکوش که روزي پدر شوي دست از مس وجود چو مردان ره بشوي ، تا کيمياي عشق بيابي و زر شوي خواب و خورت ز مرتبه خويش دور کرد ، آن گه رسي به خويش که بي خواب و خور شوي گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد ، بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوي يک دم غريق بحر خدا شو گمان مبر ، کز آب هفت بحر به يک موي تر شوي از پاي تا سرت همه نور خدا شود ، در راه ذوالجلال چو بي پا و سر شوي وجه خدا اگر شودت منظر نظر ، زين پس شکي نماند که صاحب نظر شوي بنياد هستي تو چو زير و زبر شود ، در دل مدار هيچ که زير و زبر شوي
گر در سرت هواي وصال است حافظا
،
بايد که خاک درگه اهل هنر شوي
تعبیر:
بهتر است اول در کارها دقت کنی و با عجله تصمیم نگیری. با دوستان با تجربه مراوده و رفت و آمد کن تا تجربه ی بیشتری کسب کنی. اگر ایمان داشته باشی از هیچ مشکلی در هراس نخواهی بود. خدا را در نظر بگیر و به او توکل کن. نا امیدی و یأس را از خود دور کن. در وجود خود نگاه کن و کاستی ها و ضعف های خود را بشناس و آن ها را برطرف کن.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 427
چراغ روي تو را شمع گشت پروانه ، مرا ز حال تو با حال خويش پروا نه خرد که قيد مجانين عشق مي فرمود ، به بوي سنبل زلف تو گشت ديوانه به بوي زلف تو گر جان به باد رفت چه شد ، هزار جان گرامي فداي جانانه من رميده ز غيرت ز پا فتادم دوش ، نگار خويش چو ديدم به دست بيگانه چه نقشه ها که برانگيختيم و سود نداشت ، فسون ما بر او گشته است افسانه بر آتش رخ زيباي او به جاي سپند ، به غير خال سياهش که ديد به دانه به مژده جان به صبا داد شمع در نفسي ، ز شمع روي تواش چون رسيد پروانه مرا به دور لب دوست هست پيماني ، که بر زبان نبرم جز حديث پيمانه
حديث مدرسه و خانقه مگوي که باز
،
فتاد در سر حافظ هواي ميخانه
تعبیر:
به آرزو و مراد خود نرسیده ای. نا امید و مأیوس نباش. در زندگی، آنچه که پیش آید خیر است. بهتر است به آینده فکر کنی و آن را بیهوده و رایگان از کف ندهی. سعادت و نیکبختی در سایه ی تلاش و کوشش و تعقل است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 470
سينه مالامال درد است اي دريغا مرهمي ، دل ز تنهايي به جان آمد خدا را همدمي چشم آسايش که دارد از سپهر تيزرو ، ساقيا جامي به من ده تا بياسايم دمي زيرکي را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت ، صعب روزي بوالعجب کاري پريشان عالمي سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل ، شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمي در طريق عشقبازي امن و آسايش بلاست ، ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمي اهل کام و ناز را در کوي رندي راه نيست ، ره روي بايد جهان سوزي نه خامي بي غمي آدمي در عالم خاکي نمي آيد به دست ، عالمي ديگر ببايد ساخت و از نو آدمي خيز تا خاطر بدان ترک سمرقندي دهيم ، کز نسيمش بوي جوي موليان آيد همي
گريه حافظ چه سنجد پيش استغناي عشق
،
کاندر اين دريا نمايد هفت دريا شبنمي
تعبیر:
نا امید و مأیوس نباش. تحمل رنج و زحمت، عاقبت انسان را به هدف خود می رساند. به تنهایی نمی توانی با مشکلات دست و پنجه نرم کنی. بهتر است که با دوستان مشفق راز خود را در میان بگذاری و از آنان چاره جویی کنی. صبور و مقاوم باش و از رویارویی با مشکلات شانه خالی نکن. به خدا توکل کن که گفته اند پایان شب سیاه، سپیدی است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 30 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 408
اي آفتاب آينه دار جمال تو ، مشک سياه مجمره گردان خال تو صحن سراي ديده بشستم ولي چه سود ، کاين گوشه نيست درخور خيل خيال تو در اوج ناز و نعمتي اي پادشاه حسن ، يا رب مباد تا به قيامت زوال تو مطبوعتر ز نقش تو صورت نبست باز ، طغرانويس ابروي مشکين مثال تو در چين زلفش اي دل مسکين چگونه اي ، کآشفته گفت باد صبا شرح حال تو برخاست بوي گل ز در آشتي درآي ، اي نوبهار ما رخ فرخنده فال تو تا آسمان ز حلقه به گوشان ما شود ، کو عشوه اي ز ابروي همچون هلال تو تا پيش بخت بازروم تهنيت کنان ، کو مژده اي ز مقدم عيد وصال تو اين نقطه سياه که آمد مدار نور ، عکسيست در حديقه بينش ز خال تو در پيش شاه عرض کدامين جفا کنم ، شرح نيازمندي خود يا ملال تو
حافظ در اين کمند سر سرکشان بسيست
،
سوداي کج مپز که نباشد مجال تو
تعبیر:
گردش روزگار به کام تو است و اگر دچار مختصر رنج و غمی شدی، نگران نباش. خونسرد باش و حوصله کن. با همه ی مردم مدارا کن و مغرور نباش. خداوند را شکرگزار باش و قدر نعمات او را بدان و به دیگران محبت کن.